کد خبر: ۳۳۴۹۹
تاریخ انتشار: ۲۲:۱۶ - ۱۹ تير ۱۳۹۸
؛با معجزه مدیریت جهادی،خیالمان از بحران زلزله ی بی تاریخ،راحت است
خیالمان تخت است آقای شریعتی، که اینبار پاشنه های جهاد را بر گرده ی زلزله ی لاکردار می نشانی تا نفس های بریده ی مردمان بی پناه و زلزله زده را به صبوری و مقاومت خقته در ذات مردمان خوزستانی پیوند بزنی و سفره های پربرکت آنها را نمک گیر آرامش و آسایش همیشگی کنی؛ نوشتاری از سید امیر رحیمی*
  آقای شریعتی دستمریزاد؛ با معجزه ی مدیریت جهادی، خیالمان از بحران زلزله ی بی تاریخ، راحت است

از خوزستان که بگویی همیشه  پایِ کلمه و نیزار، سرودِ مقاومت و حماسه در میان است و گلوله وباروت در اینجا طعم نان و مقاومت می دهد...

اندر پس مقاومت، بوی تلخِ خاک می آید و سیل که فروکش می کند  زلزله  از راه می رسد. اینها خواست و نخواست هیچ جنبنده ای نسیتند؛ اینها طالع بلند و سردِ آسماری تا منگشت همیشه بهارند که به دشتهای به بندرنشسته، سرازیر می شوند...

خوزستان دیگر برزیلِ غزال های تیزپایِ عبادان و نوای «هلل یوس هل یوسه» عرشه های بندر نیست؛ معدن دشواریهای نخواست و بی تکلفی است که همچون کُنجِ چشمان خُمار مردمان خونگرم، هیچ نشانی به جز این خاک رها شده از ظلمت تاریخ را نمی شناسد ...

سیل ویرانگر استان خوزستان که به گواه کارشناسان امر در هر چند دهه  و شاید چند سده یکبار اتفاق می افتد به گونه ای بود که هرجنبنده ای به عواقب تلخ و ویرانی ها و تلفات جانی آن می اندیشید . 

حالا اما چند ماهی است که از آن حادثه ی بزرگ می گذرد و درست زمانی که پس از ماهها مدیریت جهادی وضعیت خوزستان به حالت استیبل درآمده بود، سروکله ی زلزله در مسجدسلیمانِ بختیاری پیدا شد. 

به محض اینکه خبر زلزله را شنیدیم  ذره ای تردید و نگرانی برای مدیریت درستِ وضعیت بحرانی پسازلزله در خود  ندیدیم؛ چراکه تجربه ی مقامتهای شیرینِ مردمان خوزستانی، بالاترین ضریب اطمینان، اندر پس هر بحرانی است . 

چراکه هرچه که بیشتر به وضعیت سیل و دوران پساسیل در خوزستان می نگریم بیشتر معجره ی مدیریت جهادی را درک می کنیم؛ و اینکه هیچ ظرفیتی نمی توانست مثل ایثار و جهادِ مردم و خادمانِ استان که خواب و خوراک را برخود حرام کرده بودند، اینگونه کشتی به بلانشسته را به ساحل آسایش برساند. 

اینک که زلزله هم ویرانیهایش را بر سفره ی ما نشانده است حال ما دو بخش به خود می گیرد یکی شکر ایزدِ منان که هیچ کارش بی حکمت نیست و ما تسلیم رضای او و چاره ناچار در مقابل بلای طبیعی هستیم  و آن دیگر اینکه خیالمان تخت است که والی جوان خوزستانی حواس خود را از هرچه بی حواسی است سوا کرده و قدم هایش را برگرده ی  خستگی  می نشاند  تا آب در دل هم ولایتی هایش نجنبد تا هرچه هم سیلاب و زلزله جان بکنند نتوانند غباری به هوای خوزستان بنشانند ... 

خیالمات تخت است آقای شریعتی، که اینبار پاشنه های جهاد را بر گرده ی زلزله ی لاکردار می نشانی تا نفس های بریده ی مردمان بی پناه و زلزله زده را به صبوری و مقاومت خقته در ذات مردمان خوزستان پیوند بزنی و سفره های پر برکت آنها را نمک گیر آرامش و آسایش همیشگی کنی ...
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار