کرونا و آینده ایران
کرونا و آینده ایران

محمدرضا محبوب فر، جامعه شناس سیاسی، در یادداشتی با عنوان «کرونا و آینده ایران» که به انصاف نیوز ارسال کرده است نوشت:

بیش از یک ماه است که ویروس کرونا به کشور وارد شده است. از ابتدا موارد بیماری در شهرهای مختلف کشور محدود گزارش می‌شد اما با اطلاع رسانی غیرواقعی به جامعه و تکذیب‌های پی در پی مقامات و مسئولین کشوری و غلبه مصالح امنیتی بر منافع ملی و همچنین سبقت تصمیم‌های سیاسی و امنیتی از تصمیم‌های بهداشتی و درمانی در کنترل بیماری کرونا، بیماری در داخل کشور به حالت اپیدمی یا همه گیر درآمد به طوری که شیوع و انتشار بیماری کرونا به حدی شدید و غیرمنتظره است که شرایط کشور نه تنها بحرانی نیست بلکه شرایط جنگی در کشور ایجاد شده است. با این توصیف، پنهان کاری در ارائه آمار واقعی مبتلایان و مرگ و میرها به جامعه ضعف مدیریت بحران کرونا در کشور است. امروز نهادهای امنیتی و اطلاعاتی در ارائه آمار بیماری به جامعه دست بالا را دارند و غافل از اینکه هر میزان مردم از جدی بودن خطر و گستردگی ابتلا آگاهی رسانی پیدا کنند، به همان میزان نسبت به موضوع حساس تر و نگران تر شده و همراهی خود با حکومت را لازم می دانند.

پیامدهای اجتماعی و اقتصادی کرونا در ایران

با عنایت به وضعیت نمایشی و تبلیغاتی مدیریت بحران کرونا در کشور و ناکارآمدی اقدامات انجام شده تا این لحظه، بیماری کرونا در ایران تا پایان فروردین ماه آینده به قله خواهد رسید و تنها در صورت تداوم قرنطینه محدود فعلی در شهرهای ایران تعداد بیماران در کشور پایدار خواهد شد و تعداد مبتلایان تا پایان خرداد ماه روند کاهشی خواهد داشت. ایجاد شرایط فعلی در کشور درپی شیوع روزافزون بیماری و غلبه فضای ترس و وحشت در جامعه منجر به توقف فعالیت های اجتماعی آحاد مردم شده است و همین مسئله در کنار قرنطینه و اعلام هشدار قرمز در اکثر شهرهای کشور فعالیت‌های اقتصادی را به تعطیلی یا نیمه تعطیلی کشانده است. امروز متاسفانه ۱۰۰ درصد مشاغل خرد و خدماتی کشور متاثر از بیماری کرونا گردیده است و تاکنون بیش از یک میلیون نفر از نیروی کار جامعه از فعالیت های اقتصادی و تجاری اخراج گردیده اند و این تعداد در کنار اعضای خانواده خود با مشکلات معیشتی فراوانی در جامعه مواجه شده اند. البته این تازه شروع ماجراست چراکه تبعات اجتماعی بیماری کرونا و نحوه مدیریت این بیماری در کشور در دو ماه آینده یعنی در ماه های فروردین و اردیبهشت ۹۹ به صورت ورود خیل عظیم نیروی کار اخراج شده از مشاغل خرد و خدماتی نمایان خواهد شد. حتی پیش بینی می شود که بخش تولید کشور و بسیاری از صنایع بزرگ تولیدی کشور قادر به ادامه کار و پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان خود نباشند. البته طی یک ماه اخیر که ویروس کرونا و افزایش روند ابتلا به بیماری در کشور سر باز کرده است، افزایش قیمت اقلام اساسی مورد نیاز جامعه حداقل دو برابر گزارش شده است و اکنون اقتصاد کشور با رقم غیر رسمی تورم تا بالای ۴۰ درصد مواجه شده است.

پیامدهای اجتماعی کرونا در ایران متاثر از تبعات اقتصادی و معیشتی بیماری کرونا در کشور خواهد بود. با توصیف شرایط اقتصادی امروز ایران فروپاشی اقتصادی و سپس فروپاشی اجتماعی در آینده نزدیک غیر قابل اجتناب خواهد بود و این مسئله در کنار مطالعه منحنی روند اعتراضات مردمی در کشور در سال های ۷۸، ۸۸، ۹۶ و ۹۸ بروز مجدد نارضایتی‌های اجتماعی و اقتصادی در جامعه و کشیده شدن آن به سطح خیابان‌ها را طی سه ماه اول سال ۹۹ در پی خواهد داشت.

بر اساس آنچه که سخن رفت؛ بحران کرونا در کشور تبعات اجتماعی در آینده به دنبال خواهد داشت و در این میان هر چه قدر شکاف اجتماعی و سیاسی و اقتصادی بین مردم و حکومت کمتر باشد نارضایتی‌های اجتماعی و اقتصادی کمتر به خیابان‌ها کشانده خواهد شد.

راهکارهای خروج از بحران کرونا

کرونا اکنون در فهرست مرگبارترین بیماری های همه گیر تاریخ بشریت قرار گرفته است. متاسفانه تداوم وضعیت موجود در مدیریت بحران کرونا یک فاجعه انسانی در ایران به بار می‌آورد و تعداد زیادی از آحاد جامعه به بیماری مبتلا و تعداد مرگ و میرها هم به رقم غیر قابل باوری خواهد رسید.

کرونا در ایران را دیگر نمی‌توان از مردم و جامعه جهانی پنهان کرد. همکاری مردم، حکومت و جامعه جهانی در کنترل بحران جهانی کرونا که امروز نیز در ایران سر باز کرده است یک ضرورت است. امروز بخشی از دولت در مبارزه با کرونا خط مقدم است، در صورتیکه شرایط امروز ایران جنگی است و مبارزه بی امان با ویروس کرونا یک اراده سیاسی و عزم ملی از سوی حکومت و مردم را می طلبد.

خروج کشور از بحران کرونا موکول به همدلی و همراهی حاکمیت و مردم است. متاسفانه رفتار مسوولان در پس اعتراضات آبان ۹۸ و همچنین سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی و کشته شدن مسافران آن در کنار پنهان کاری به بحران بی اعتمادی اجتماعی نسبت به آن دامن زده است و در این شرایط که بحران‌های اقتصادی و مالی ایران درپی تحریم های آمریکا و نحوه مدیریت اقتصادی در داخل کشور و سپس تعطیلی کشور در پس بیماری کرونا تشدید یافته است تنها عزم ملی ایرانیان می‌تواند به خروج کشور از بحران کرونا منجر شود. ضمن اینکه اراده سیاسی جمهوری اسلامی مبنی بر حمایت‌های همه جانبه اقتصادی و اجتماعی از اقشار آسیب دیده جامعه و همچنین تامین مخارج زندگی مردم که درپی شیوع بیماری کرونا و تعطیلی کشور دچار بیکاری و ورشکستگی یا مجبور به خود قرنطینگی شده‌اند لازم و ضروری است.

از طرفی در شرایط امروز کشور بخشی از جامعه در چهارچوب آزادی‌های سیاسی و مدنی تصریح شده در قانون اساسی به ایراد انتقادات و مخالفت‌های خود با شیوه حکومت داری پرداخته یا اقدام به اعتراضات مسالمت آمیز اجتماعی و اقتصادی نموده است.

اکنون بیماری کرونا زندان‌ها و بازداشتگاه‌های کشور را تهدید می‌کند. برحسب دستور ریاست قوه قضائیه آزادی موقت و مشروط ۷۰ هزار نفر از زندانیان کشور صادر شده است که در این میان جای زندانیان سیاسی و عقیدتی که در چهارچوب قانون اساسی اظهار نظر کرده‌اند خالی است و این انتظار از ریاست قوه قضائیه می‌رود که نسبت به آزادی فوری ایشان و بازگشت این افراد به آغوش خانواده‌هایشان اقدامات لازم مبذول گردد و سپس از سوی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی از این دسته زندانیان و خانواده های ایشان دلجویی گردد. در گام بعدی، مقامات جمهوری اسلامی ایران باید مراتب همدردی و عذر و قصور خود نسبت به حوادث آبان ماه و سقوط هواپیمای اکراینی را نسبت به جامعه ادا کرده و نهادهای امنیتی و اطلاعاتی در اینجا نیز از خانواده قربانیان دلجویی کنند. در مرحله بعدی، نظام جمهوری اسلامی ایران باید بنا را بر گفتگوی ملی و یک آشتی ملی در بین ایرانیان داخل و خارج کشور فارغ از گرایشات سیاسی و مذهبی گذارد و در این راستا اتاق‌های فکر امنیتی درون نظام بخشی از حاکمیت که اتفاقا نسبت به شرایط سیاست خارج و داخل و همچنین شرایط اجتماعی و اقتصادی کشور اشرافیت کاملی دارد را در راستای تغییر شرایط کشور به نفع مردم و حفظ تمامیت ارضی ایران مجاب نمایند.

ایران پس از کرونا

با نگاهی به تحولات ساختارهای اجتماعی و سیاسی ایران امروز می‌توان چنین دریافت که [مسوولان] اکنون سرمایه اجتماعی خود را از دست داده‌اند و این تابع عملکرد طی ۴۱ سال گذشته بوده است. دوران پسا کرونا دوران سختی برای جمهوری اسلامی ایران خواهد بود و امکان اینکه در بر پاشنه فرصت سوزی‌های سابق بچرخد وجود ندارد. کلیت حکومت در این دوران باید اولویت نخست خود را بر ترمیم و احیای سرمایه اجتماعی کشور فارغ از بازی‌های تمام شده احزاب و جناح‌های سیاسی گذارد. جمهوری اسلامی ایران باید بپذیرد که وضعیت حکومت و مردم در دوران پساکرونا به طور مطلق متفاوت از قبل خواهد بود و شرایط اجتماعی و سیاسی کشور متفاوت از قبل تعریف خواهد شد و تصدیق کند که در پس تحولات ساختارهای اجتماعی و سیاسی کشور در دوران پساکرونا عادی سازی روابط خارجی کشور با دنیا اتفاق خواهد افتاد.