کد خبر: ۳۸۰۹۴
تاریخ انتشار: ۱۴:۱۲ - ۲۶ تير ۱۳۹۹
دنیا پُر از اخبار است ،اخباری که فقط اذهان را مشوش و هیچ تأثیری در روند زندگی ندارند ، هرکس از منظر و منفعت خویش چیزی می‌گوید اما علیرغم این هجمه و سنگینی کلماتی که از تعداد 

نفوس بشر بیشتر مینماید، نه تنها، نابرابری حل نشد بلکه هیچ مستبدی بخاطر این تحلیل و اخبار دست از استبداد خود نکشید ، و کماکان واقعیت بر خبر پیروز است!

شاید در این وادی بیهودگی گفتار و نوشتار بهترین کار را «کفتر بازان» میکنند ، آنهایی که عشق ورزیشان با آسمان و پرواز است .
 
بیخود نیست که در قدیم کبوتر بازی را «بازی عشق» میدانستند .

 عشق به کبوتر نه تنها منطقی بلکه نوعی فلسفه ورزی است آنجا که وفای به بازگشت در عین آزادی و پرَ پرواز داشتن تعهدی شگرف را رغم میزند . کبوتری که میتوانست برود اما نرفت و متعهدانه برگشت!

 واقعاً نمیدانم چرا این« بازی عشق» برای دختران و طبقه ای که خویش را برتر میداند و در بالای شهر میزیند یک « ممنوعه» است . گویا فقط جوانان پایین شهر آنهم پسرانش که ازهر چیز محرومند، میتوانند آرزوهای سرکوب شده خود را با نگهداری و پرواز کبوتران بازیابی میکنند.
 
وقتی یک سلبریتی برای اینکه فرزند بدنیا نیامده اش از گذرنامه و تابعیت یک کشور بیگانه برخوردار شود طوری برنامه ریزی میکند که زایمان زنش هزاران کیلومتر دور از مرزهای کشورش بدنیا بیاید ، 
کبوتر گم شده در آسمان هیچ سرزمینی را بجز  لانه و 

«گنجه اش» و جایی که دانه خورده و مهربانی دیده را سرزمین خود نمپندارد و هر طور شده و هر چقدر هم دور شده باشد به «کُله ی» خویش برمیگردد . و شاید بخاطر همین است که اولین شرط عشق؛ «وفاست»! 

این وفا در انسان اَشکال مختلفی از قبیل خدمت به همنوع، وفا به وطن، مسوولیت مداری ،و ... داشته که لازم است در جای خود به آن پرداخته شود، اما خلاصه کلام اینکه:کفتربازها بیشتر وقتشان بجای انسان با پرنده و آسمان است ، باید برای این بازی در معرض انقراض معیار و 
هنجارهایی مدرن تعریف و آنرا بعنوان یک سرگرمی شادی آفرین بازیابی عاقلانه ای بکنیم. 

   
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار