کد خبر: ۳۴۱۴۰
تاریخ انتشار: ۱۵:۴۳ - ۱۵ شهريور ۱۳۹۸
جمله مشهور «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» خلاصه پیام نمادینی است که آئین و مناسک عاشورایی قرار بوده است منتقل کند. در واقع پدیدارها و کنش هایی که ما در قالب مراسمات عزاداری و ...
عاشورا؛ آئین ها و آرمان ها / نوشتاری از مهدی مکارمی

آراس" جمله مشهور «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» خلاصه پیام نمادینی است که آئین و مناسک عاشورایی قرار بوده است منتقل کند. در واقع پدیدارها و کنش هایی که ما در قالب مراسمات عزاداری و مناسک عاشورا مشاهده می کنیم حاوی معانی و مضامین فرهنگی و اجتماعی هستند و از همین رو دارای وجهی نمادین نیز هستند.
بگفته ی کلیفورد گیرتز انسان شناس شهیر معاصر، نماد چیزی است که می تواند به جای چیزی دیگر بنشیند و آن را بازنمود و بیان کند و یا می تواند بعنوان نمودار و راهنمای آنچه باید انجام بشود، عمل نماید. به نظر او، نمادهای اعتقادات و فعالیت های مربوط به آیین های دینی، نظامی از ارزشها را می سازند که هم الگویی «ازچیزها» را همانطور که هستند و هم الگویی «برای چیزها» آنطور که باید باشند ارائه می دهند و مناسک هم شرایطی برای حفظ عقاید و باورهای دینی و انسجام جامعه فراهم می کنند و هم، زمینه تحول افراد و ایجاد لحظه ی مقدس برای او را فراهم می آورند.
از این رو مناسک عاشورایی، صرفا دارای وجه شورمندانه و احساسی نیست چراکه بگفته ی امیل دورکیم جامعه شناس مشهور فرانسوی، کارکرد مهمتر آن، برانگیختن ذهنی افراد و تقویت ارزشها و حیات اخلاقی و همبستگی اجتماعی است.
اما به راستی امروزه آیا وجه نمادین مراسمات عاشورایی و بازنمایی آنچه در فرایند تحولات معطوف به وقایع کربلا و رخداد عاشورا روی داد، مورد توجه و تامل است؟ آیا کارکردهای فرهنگی و اجتماعی این مناسک در تجربه ی زیسته ما مورد توجه قرار می گیرد؟
به نظر می رسد کمرنگ شدن وجه معرفتی و منابر وعاظ و سخنوران تحلیل گری که پیام«کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» را در تجربه زیسته انسان دیندار امروز گوشزد کنند، از یکسو و رونق گرفتن و هژمونی مداحان(که بیشتر بیانگر جلوه ی عاطفی و احساسی فرهنگ عاشورایی است) بر مناسک عاشورایی از سوی دیگر، باعث شده است تا آرمان هایی که در فرایند تحولات منتهی به رخداد عاشورا مورد تاکید قهرمان واقعی میدان (امام حسین علیه السلام) بوده است و بویژه در خطبه مشهور منا متبلور گردید، تحت الشعاع آئین هایی قرار گیرد که بیشتر به بازنمایی ظلم و ستم و جنگ نابرابر و ناجونمردانه یزیدیان در روز عاشورا و نهایتا چند روز پیش از آن(و اندکی پس از آن) می پردازند. 
در حالی که خودِ رخداد عاشورا نیز نمادی از نحوه مواجهه شخص مستکبر، مستبد و ظالمی چون یزید با شخصیت متنفذی است که سودای اختیار کردن حکومت در سر ندارد اما سر آن هم ندارد که با یزید بیعت کند و نه تنها این بلکه تاکید می کند از امر به معروف و نهی از منکر و رد مظالم و تلاش برای برابری و آزادی دست نمی کشد.
آرمان حسین(ع) آزادی و آزادگی و زنده نگاه داشتن امیدهای رهایی بخش در هر زمان و هر مکانی است. از سطح خرد روابط و مناسبات اجتماعی هر یک از ما، تا یزید درون مان را بکشیم، به احدی ظلم نکنیم، آزادی را که ودیعه ی الهی برای نوع بشر است پایمال نکنیم و با مخالفمان ناجوانمردانه رفتار نکنیم تا سطح میانه و کلان اجتماعی در رابطه با قدرت های سیاسی و اقتصادی و یا حتی در صحنه بین الملل و در واکنش به هرگونه نابرابری و تضییع حقی.

آئین ها آنگاه که به بازنمایی آرمان ها و امیدهای عاشورا بپردازند و پیام آزادی بیان و عزت نفس و روحیه نقاد و پرسشگر و ظلم ستیز حسین(ع) را هر زمانی و هر مکانی کنند و در واقع آئین ها در ربط و تعامل و دیالکتیک با آرمان ها برگزار شوند، می توانند وجه نمادین و حامل معناهای فرهنگی و ارزشی خود را حفظ کنند و کارکرد اثربخش خود را در عرصه اجتماعی محقق نمایند؛ همان زمانی که لحظه مقدس، ما را متحول کند و ارزش های انسانی و اخلاقی را در ما برانگیزد.
 اگر اینگونه شود ما در تجربه زیسته خود به همان میزانی حسینی هستیم که آزادی بیان را پاس بداریم، منتقد و مخالفان را حرمت نهیم، در برابر مظالم سکوت نکنیم، برابری و عدالت را مطالبه و پیگیری کنیم و در روابط فردی و اجتماعی مان، به هم ظلم نکنیم و به همان میزانی حسینی خواهیم بود که انسان بودگی مان را در غبارهای زندگی پر زرق و برق امروزی نفروشیم.
مهدی مکارمی
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار