کد خبر: ۳۲۸۴۵
تاریخ انتشار: ۲۲:۳۹ - ۰۸ خرداد ۱۳۹۸
آراس- پنجم خرداد سالروز فوران نخستن چاه نفت در خاورمیانه یاداور یک نوستالوژی قدیمی و سرباز کردن زخمی کهنه برای ما بختیاری ها ست
ضرورت تشکیل استان بختیاری به مرکزیت مسجدسلیمان یا ایذه/ کیکاوس دشتگلی پور

پنجم خرداد سالروز فوران نخستن چاه نفت در خاورمیانه یاداور یک نوستالوژی قدیمی و سرباز کردن زخمی کهنه برای ما بختیاری ها ست، در حالیکه پیدایش نفت در دیگر مناطق خاورمیانه موجب ایجاد قطب های صنعتی و بعضا ایجاد کشورها و و دگرگونی ها وتحولات عظیم اجتماعی شد، اما نفت در نخستین زادگاه خود در خاورمیانه هنوز نتوانسته بختیاری ها را از فقر مطلق عبور دهد و پس از سپری شدن صد و ده سال نه تنها آنها را خوشبخت نکرد ، بلکه آن ها را در شمول توسعه نیافته ترین مناطق کشور نگه داشته است


اخیرا بار دیگر طرح تقسیم ۱۴ استان کشور و اصلاح تقسیمات کشوری جدید مطرح شده است، از جمله این استانها می توان به تاسیس استان اصفهان شمالی و استان خوزستان شمالی اشاره کرد.


متاسفانه اغلب این تقسیم بندی ها به جای آنکه منطبق با واقعیت های جغرافیایی و انسانی بوده وبه دنبال بر طرف کردن مشکلی باشند، ناشی از برخی جاه طلبی های محلی و اثر گذاری افراد ذی نفوذ در بدنه تصمیم گیری کشور است.


برای نمونه در طرح استان خوزستان شمالی شهرستان دزفول به عنوان مرکزیت این استان دیده شده است و شهرهای اندیمشک ، شوشتر، شوش، مسجدسلیمان ، ایذه و قسمتی از مناطق لر نشین در شمول آن آورده شده است. مناطقی که بعضا خود دارای فرهنگ های متجانسی بوده و تبعیت از فرهنگ های خرد تر را بر نمی تابند و همانگونه که در نمونه تنش های اخیر دیدیم مردم اندیمشک جابجایی چند متری یک تابلوی حدود شهرستان را در حدود شهر خود برنتافتند .


اما همزمان با طرح غیرکارشناسی تقسیم خوزستان به دو استان شمالی و جنوبی ، طرح دیگری تحت عنوان تشکیل استان بختیاری به عنوان یک خواسته قدیمی و هشتاد ساله توسط عده ای از نمایندگان پیگیری می شود که انطباق بیشتری با شرایط مدنظر قانونگذار در جهت تشکیل یک استان را دارد.

 
چرا که منطقه بختیاری به مدت بیش از هزارسال تا اواسط حکومت پهلوی (اول)به عنوان یک منطقه مجزای تاریخی – جغرافیایی با پیشینه سیاسی مشخص در نظام دیوانی کشور وجود داشت و در دوره رضاشاه در جهت کنترل عشایر این منطقه در بین چند استان همجوار تجزیه و منحل گردید.

 
متاسفانه این اجحاف تاریخی حکومت پهلوی در حق مردم زاگرس مرکزی موجب خارج شدن این مناطق از مدار توسعه و تبدیل این نقاط به مناطقی پیرامونی و حاشیه ای شده است و ظرف هشتادسال گذشته رشد و توسعه ی بختیاری را باکندی و توقف مواجه کرده است ، این عقب ماندگی عواقب ناگوار اجتماعی را هم برای خود این مناطق و هم برای شهرهای همجوار رقم زده است.


اگر با دقت به برخی مسایل و حوادث اجتماعی و سیاسی این مناطق نگاه کنیم، اغلب ناشی از عقب افتادگی و انباشت بیش از نیم قرن معضلات محلی بختیاری ها و عدم پاسخگویی علمی به آنها می باشد.

 
برخی از شرایط تعریف شده توسط قانونگذار برای تشکیل استان عبارتند از وضعیت جغرافیایی نسبتا مشابه، همگن بودن بافت فرهنگی و قومی، دوری شهرهای یاد شده از مرکزیت استان، گذشته تاریخی قابل اتکاء به عنوان یک منطقه مجزا ، عدم توسعه یافتگی به دلیل دوری از مراکز استان، داشتن صنایع بزرگ و جمعیت متناسب و روی هم رفته آن مولفه هایی که موجب تشخص منطقه ای یک ناحیه جغرافیایی باشد، در واقع تشکیل یک استان جدید اقدامی در جهت اصلاح تقسیمات کشوری به نفع توسعه واحساس امنیت روانی و رضایت مندی بیشتر شهروندان است.

 
از ضرورت های تشکیل یک استان جدید کمک به رفع محرومیت و توسعه مناطقی است که از مرکزیت استان ها دور مانده اند، شاید کمتر جایی در ایران باشد که همچون برخی مناطق بختیاری در شمال و شرق خوزستان یا لرستان و چهارمحال وبختیاری چنین وضعیتی را داشته باشند.

 
در آمارهای شاخص فلاکت مناطق بختیاری نشین در صدر جدول فلاکت کشور قرار دارند و فقر مطلق در هیچ نقطه ای از ایران (به جز بلوچستان) با فقر در برخی مناطق لرنشین قابل مقایسه نیست، نتیجه این فقر مهاجرت به اقصی نقاط کشور بالاخص مناطق پیرامونی در جستجوی شغل و گریز از وضع موجود است واگر به مناطق حاشیه ای دزفول، شوشتر، اراک ، اصفهان، یزد، عسلویه ، کهریزک و حسن آباد تهران سری بزنیم نشانه های این مهاجرت به وضوح دیده می شود.


در کنار امکانات نسبتا مناسبی که در برخی شهرهای پیرامونی وجود دارد، مناطق صعب العبور زاگرس دارای بالاترین میزان فقر و محرومیت است .

 
این مناطق معضلات خاص خود را دارند که در دیگر مناطق کشور و استان هایی که آنها را در بر گرفته اند مطلقا وجود ندارد، برای نمونه معضل آوارگی روستاییان، پراکندگی اجتماعی و کوچ اجباری مردم بومی براثر طرح های سدسازی یا عملیات معدنکاوی در کمتر منطقه ای از ایران همچون مناطق بختیاری به چشم می خورد.

 
پیشنهاد می شود در طرح استان بختیاری که شامل مناطقی از شرق و شمال خوزستان می شود منطقه بازفت وجانکی سردسیر از چهارمحال و بختیاری منفک ومنطقه ذلقی از لرستان ،منفک به استان جدید التاسیس بختیاری بپیوندد.

 
هم اکنون فاصله دهدز با شهر اهواز بالغ بر۲۵۰ کیلومتر و در برخی نقاط دور افتاده تا قریب به ۳۰۰کیلومتر از مرکزیت استان به دور است همچنین مناطقی از سردشت بختیاری نیز دارای چنین وضعیتی می باشند یا اینکه فاصله بازفت تا مرکز استان چهارمحال وبختیاری (شهرکرد) در مسیری دشوار گذر به فاصله قریب به ۲۵۰کیلومتر است که این فواصل طولانی از مرکزیت استان ها موجب عدم دیده شدن مشکلات این مناطق و رقم خوردن مسایل اداری گوناگون و همچنین محرومیت مطلق شده است.


علی رغم آنکه دولت های متواتر اعلام کرده اند هیچ روستای بدون برق و جاده ای در کشور وجود ندارد یا هیچ دانش آموزی در مدرسه کپری درس نمی خواند ، در این مناطق با روستاهایی مواجه ایم که نه برق دارند و نه جاده و دانش آموزان در زیر سقف مدارس کپری درس می خوانند.


یکی دیگر از شرایط تشکیل استان همگن بودن بافت قومی و فرهنگی است، که در طرح ایجاد استان خوزستان شمالی و جنوبی هیچگونه کمکی به رفع مسئله کاهش تنش های قومیتی نمی شود بلکه چه بسا این مسایل را تشدید هم می کند .

 
چرا که با برهم زدن توازن قومی موجود در استان خوزستان ، برخی مناقشات محلی تشدید می شوند، برای نمونه همانگونه که در واقعه ناگوار جابجایی تابلوی مرز شهرستان بین دزفول و اندیمشک که موجب کشته و زخمی شدن چند نفر در سال گذشته شد، نشانه های آشکار رقابت های محلی و مناقشات منطقه ای ناشی از ایجاد استان دزفول را دیدیم ، به دلیل برخی مسایل تاریخی، بعید نیست همین تشدید تنش ها میان دو شهر شوشتر و دزفول یا مسجدسلیمان و دزفول و یا شوش و دزفول نیز بروز کند.

 
در چنین شرایطی چگونه می توان این شهرها را در یک مجموعه سیاسی قرار داد به نحویکه برخی از این شهرها ناگزیر به تبعیت از رقیب محلی خود شوند؟

 
حال آنکه در طرح استان بختیاری به دلیل بافت نسبتا یکنواخت قومی و فرهنگی که منطبق بر تعاریف قدیمی وتقسیم بندی های ارگانیک است چنین مناقشاتی مطلقا وجود ندارد.

 
استان بختیاری شامل شهرهای مسجدسلیمان، اندیکا، قلعه خواجه، لالی، هفتکل، گتوند، صالح شهر ، جنت مکان، ترکالکی ،سماله، سالند، جایزان، امیدیه، آغاجری،باغ ملک،میداوود، صیدون، دهدز، ایذه، سردشت ، اندیمشک ، حسینیه و بخش الوار از خوزستان ، بخس ذلقی لرستان و بخش های بازفت و جانکی سردسیر از چهارمحال و بختیاری می تواند باشند.

 
مناطق و شهرهایی که اغلب بافقر مطلق دست و پنجه نرم می کنند و در هیچ یک از سفرهای استانی رییس جمهور وهیات دولت دیده نشده اند، بافت قومی همگن دارند و علی رغم وجود منابع خداداد و رودخانه ها آمار بیکاری در آنها بالاست.

در استان بختیاری تولید برق از نیروگاه های برقابی و صنایع استخراج نفت، دامداری و گردشگری به عنوان صنایع محوری خواهند بود.

 
جا دارد نمایندگان مجلس طرح استان بختیاری را به عنوان یک مسئله منطقه ای مهم که موجب جهش اقتصادی، توسعه انسانی،فقر زدایی و امنیت روانی شهروندان است به مرکز پژوهشهای مجلس ارایه دهند و نمایندگان عالی دولت در این استان های مذکور لایحه ای در این خصوص را تقدیم مجلس نمایند.
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار