کد خبر: ۲۹۱۹
تاریخ انتشار: ۱۴:۰۵ - ۰۵ تير ۱۳۹۵
حضور فرهنگ در فضاهای معماری و شهری از راه های گوناگون صورت می گیرد هر بنایی به عنوان جزئی از فرهنگ معماری وظیفه عینیت بخشیدن یک اندیشه ذهنی را از طریق فرم ظاهری خود دارد که نمودی است برای سنجش فرهنگ. هر فرهنگی به عنوان مظروف دارای ظرفی است که ....

چکیده
حضور فرهنگ در فضاهای معماری و شهری از راه های گوناگون صورت می گیرد هر بنایی به عنوان جزئی از فرهنگ معماری وظیفه عینیت بخشیدن یک اندیشه ذهنی را از طریق فرم ظاهری خود دارد که نمودی است برای سنجش فرهنگ. هر فرهنگی به عنوان مظروف دارای ظرفی است که شهر، فضاها و ساختمان هایش بستر آن به شمار می آیند.فضای شهری پدیده ای سازمان یافته است از اطلاعاتی که در صور مختلف فرم، عملکرد و معنا تجلی می یابد، بستر شکل گیری و ارتقاء زندگی اجتماعی یک جامعه که بیانگر فرهنگ و شیوه شهر نشینی یک تمدن می باشد، فضای شهری عینیتی است برخاسته از تلفیق روابط اجتماعی، در بستر کالبدی، در زمینه ای معنایی و در راستای عملکرد هایی مورد نیاز جمعی انسانی. آنچه در شهر های امروز ما دیده می شود نه فضای شهری که فضاهایی خالی محصول کنار هم قرار گرفتن بناها و تکه هایی باقی مانده از توده هایی هستند که کمتر معنا و مفهومی را به ذهن متبادر می کنند. شاید اینگونه باشد که در شهر ما اول ساختمان ها ساخته می شوند و آنچه باقی می ماند فضای شهری است. فرهنگ و شهر دو پدیده ی مکمل یکدیگر هستند که هر یک دیگری را تکمیل کرده و بدون آن معنا و مفهوم ندارد، به عبارتی می توان اینگونه بیان کرد که هر دو پدیده های انسانی شهر را تکمیل می کنند.
در این مقاله سعی بر آن است که فرهنگ و محدوده شهری و به تبع آن تأثیر متقابل فضای زنده شهری بر کلیت طراحی شهری بررسی و واکاوی شود این تلاش یک نمای کلی از مفاهیمی همچون کاربر، فضای شهری
، فرهنگ و باورهخای عمومی هر جامعه با اقلیم، نژاد و محدوده ی جغرافیایی، متغیر و در وابستگی انسانی و اقلیمی می باشد.
کلمات کلیدی: فرهنگ: فضای شهری: شهر: فرهنگ شهری
مقدمه
اهمیت و لزوم توجه به فرهنگ یکی از راه های پیشرفت جامعه بشری محسوب می گردد. هنگامی که سخن از شهر به میان می آید، در واقع صحبت از مکانی است که بالاترین حد از تمرکز قدرت و فرهنگ یک اجتماع را در خود جای داده است؛ مکان تبلور وسیع ترین شبکه های ارتباط اجتماعی، جایی که تعلق به آن و اهل آن بودن، نوعی هویت شناختی برای فرد به ارمغان می آورد. تلفیقی از توده و فضا که جز در صورت حضور افراد انسانی در آن، در مرز توده و فضا باقی می ماند و نه نشانگر تمدن، که تنها باقی مانده ای تاریخی یا باستانی از تمدن را به تصویر می کشد (ماجدی و دیگران، 1390،263) 
فضای شهری یکی از عناصر ساخت فضایی شهر است که همواره با تاریخ یک ملت در ادوار مختلف به وجود می آید، شکل می گیرد و دگرگون می شود و فعالیت های مختلف فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی همواره در آن جریان دارد (توسلی 1371،9). فضای شهری در حقیقت ادراکی ست که انسان با توجه به جمیع جهات از یک شهر در ذهن خویش دارد. این مفهوم به عنوان هویت معنایی و معنوی .و ادراک معنایی و ذهنی انسان از شهر مطرح می باشد که مشتمل بر ویژگی ها و اتفاقات و فعالیت ها و آداب و هنجاریی ست که در کلیت شهر به عنوان یک واحد می گذرد. به این ترتیب، مجموعه ای از ذهنیات و اتفاقات تاریخی، وقایع اتفاقیه، انتظارات و خاطرات که می توانند کلیات فضای شهر را به عنوان یک پدیده تعریف کنند، به نحوی فضاهای جزئی در شهر و یا آنچه را که تا کنون فضای شهری نامیده شده است، تحت تأثیر قرار می دهند. (نقی زاده،1386،172)
فضاهای شهری از جمله مسائلی است که همواره ماهیت فرارشته ای به خود دیده است. به دلیل تأثیر گذاری همه جانبه طیف کثیری از مطالعات بر ساخت و طراحی و شکل گیری فضاهای شهری و تأثیر کلیه طرح های مرتبط با مباحث کالبدی و تجسمی نظیر طرح های معماری، شهرسازی، طراحی شهری بر این مسأله، ماهیت مذکور قابل درک است. اهمیت و لزوم توجه به فرهنگ یکی از راه های پیشرفت جامعه بشری محسوب می گردد. طبعا هیچ جامعه ای بدون فرهنگ نیست و هیچ کس را نمی توان به خاطر فرهنگ غلط و ناپسندش بی فرهنگ خواند ولی در عوض می توان گفت برخی از جوامع و برخی از انسان ها به طرف فرهنگ درست سوق داده شده و موجبات پیشرفت خود و جامعه شان را فراهم نموده اند.
روش تحقیق
روش تحقیق مقاله حاضر توصیفی می باشد که در آن سعی شده است که با مراجعه به مدارک کتابخانه ای و اسناد در دسترس تمامی وجوه موضوع بررسی شود و از هر لحاظ به موضوع پرداخته شود.
مبانی نظری
تعریف فرهنگ
بنا بر نظر کریس جنگز، تعاریف اولیه فرهنگ مربوط به ظهور رشته های جامعه شناسی و انسان شناسی در دانشگاه ها است. این دو رشته بخاطر تمایل به استفاده از فنون علمی در مسائل انسانی، بوجود آمدند. از دیدگاه علمی متعدد و متنوعی از فرهنگ ارائه گردیده که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:
"ادوارد بارنت تایلور" در سال 1871 در کتاب "فرهنگ ابتدایی" ، نخستین تعریف رسمی از فرهنگ را چنین بیان می کند:
((فرهنگ مجموعه پیچیده ایست که شامل معارف، معتقدات، هنرها، صنایع، فنون، اخلاق، قوانین، سنن و بلاخره تمام عادات و رفتار و ضوابطی است که فرد به عنوان عضو جامعه فرا می گیرد و در برابر آن جامعه وظایف و تعهداتی را بر عهده دارد.))
فرهنگ یعنی قدرت فراتر رفتن و خارج شدن از راه های محدود دیدن اشیاء، و نیز پذیرفتن، دیدگاه های حاکم بر جامعه، فرایندی، در نهایت، امکان کسب دانش و معرفت را نسبت به خود، دیگران، محیط و کل هستی فراهم می سازد( جامسکی، 233،1379). زندگی در یک فرهنگ خاص به معنی زندگی در دنیای نمادین شامل نشانه ها، رمزها، سمبل ها، و ... است. انسان باید بتواند با این دنیای ویژه ارتباط برقرار نماید و از طریق این دنیای نمادین با دیگران و محیط خارج تعامل لازم را پیدا کند (وصفی، 163،1387).
در فرهنگ های فارسی، معانی مشروحه برای واژه "فرهنگ" ذکر گردیده است:
جدول 1- تعاریف فرهنگ 
نام فرهنگنامه تعریف فرهنگ
فرهنگ جهانگیری قاتل شدن شش معنی برای فرهنگ ( دانش، ادب، عقل، کتابی که مشتمل باشد بر لغات پارسی، نام مادر کیکاووس، شاخه درخت ) 
فرهنگ نفیسی قاتل شدن سه معنی برای فرهنگ ( نیکویی و تربیت و پرورش، بزرگی و عظمت و بزرگواری و فضیلت، وقار و شکوهمندی و دانش و حکمت و هنر و علم و معرفت ) 
فرهنگ معین قاتل شدن هشت معنی برای فرهنگ ( ادب، تربیت، دانش، علم، معرفت، مجموعه آداب و رسوم، مجموعه علوم و معارف و هنرهای یک قوم، کتابنامه ) 
فرهنگ عمید قاتل شدن پنج معنی برای فرهنگ ( دانش، ادب، علم، معرفت، تعلیم و تربیت ) 

تعریف فرهنگ نزد ایرانیان
هم فهم و نگاهی که فرهنگ را دارای دو بعد مادی و معنوی می داند. به تعریف برخی از اندیشمندان ایرانی از "فرهنگ" اشاره می کنیم: دکتر علی شریعتی: آن زنده یاد ضمن اشاره به اینکه تمدن بشری دارای وجه مادی و معنوی است و وجه معنوی آن را فرهنگ می گویند. این گونه تعریفی را بیان می کند: (( فرهنگ عبارت است از مجموعه ساخته ها و اندوخته های مادی و معنوی یک قوم یا نژاد یا ملت خاص در طول تاریخ.)) 
دکتر محمد علی ندوشن؛ ایشان در تعریف خود از فرهنگ، به دو مفهوم عام و خاص آن بدین شرح اشاره می کند: ((فرهنگ به مفهوم عام خود، روس زندگی کردن و اندیشیدن است و حاصل می شود از دانسته ها و تجربه ها و اعتقادهای یک قوم. و فرهنگ به معنای خاص، به سرمایه معنوی یک قوم گفته می شود و این همه آثار ادبی و هنری و فکری را در بر می گیرد.))
دکتر عبدالکریم سروش: او فرهنگ را چنین تعریف می کند: ((مجموعه آداب و اندیشه ها و دیدگاه ها و اعتقادات و ارزش های یک قوم را که اولا برخوردار از وحدت تألیفی باشند و ثانیا اقیانوس وار آن قوم را فرا گرفته باشند و ثالثاُ آدمیان، غافل و غیر مختارانه در آن غوطه ور باشند، فرهنگ می نامند.))
استاد محمد تقی جعفری: به اعتقاد او، جامع ترین تعریفی که از فرهنگ می توان ارائه داد این است:(( فرهنگ عبارت است از کیفیت یا شیوه ی بایسته و شاسیته برای آن دسته از فعالیت های حیات مادی و معنوی انسان ها که مستند به طرز تعقل سلیم و احساسات تصعید شده ی آنان در حیات معقول تکاملی باشد. 
تعریف شهر
معنای لغوی شهر عبارت است از: "مدینه، بلد و اجتماع خانه های بسیار که مردم در آن سکنی می کنند. آبادی که بر خانه های بسیار و خیابان ها و میدان ها و بازارها مشتمل و دارای سازمان های اداری و انتظامی باشد" (دهخدا،1387). امروز تعاریف متنوعی برای شهر ذکر می شود که هر کدام متأثر از پیش فرض هایی است. اهم این پیش فرض ها عمدتاُ کمی هستند. اگر چه در عصر حاضر شاخص های مادی و کمی به عنوان وجه تمایز شهر و انواع مجتمع های زیستی دیگر به کار گرفته می شود، ولی از توجه به این نکته اساسی نیز نباید غفلت کرد که در طول تاریخ ابعاد معنوی و فرهنگی و کیفی نیز در تعریف شهر، نقشی شایان توجه ایفا نمود. ضمن آنکه، تحولات فکری جامعه بشری به همراه پیشرفت علوم و ارائه تئوری های جدید، اهمیت ملحوظ داشتن و پرداختن به ابعاد کیفی و فرهنگی را بیش از پیش روشن کرده است. یکی از این مباحث، نگرش به شهر به عنوان موجودی زنده است، که در واقع بیانگر تجلی روح جمعی جامعه در کالبد و فضاهای شهری و تنظیم روابط بین آنها می باشد (نقی زاده،،1385، 58-56)
شهر در معنای تاریخی خود، نقطه ای است که در آن حداکثر تمرکز قدرت و فرهنگ یک اجتماع متبلور می شود. شهر، شکل و نشانه روابط منسجم اجتماعی و جایگاه مراکز و فعالیت های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ... است. در شهر تجارب انسانی به علائم ماندگار، نمادها، الگوهای رفتاری و دستگاه های نظم ترجمه می شود. شهرها محصول زمان هستند. در شهر، زمان مرئی می شود: بناها، یادمان ها و معابر عمومی، در مقایسه با مصنوعات پراکنده نواحی غیر شهری، بیش از گذشته در برابر دیدگان انسان ها خود نمایی می کند. زمان در تقابل و تعارض با مکان قرار می گیرد. عادات و ارزش ها به فراسوی گروه های انسانی معاصر انتقال می یابد و با لایه های زمان که مشخصه هر نسل مجزایی است چیدمان می شود. ادوار گذشته لایه به لایه تا زمانی که حیات تداوم دارد خود را در شهر حفظ می نماید (مامفو،1385، 30-21)
"هانری لوفبور"، شهر را شیئی فضایی می داند که پهنه و موقعیتی را اشغال کرده و باید آن را به مثابه ی یک شیء با فنون  و روش های مختلف از جمله اقتصادی، سیاسی، معیشتی و غیره مورد مطالعه قرار داد. در نظر او شهر به مثابه یک اثر هنری است. شهر نه سازمان یافته و نه نهادینه شده بلکه الگو یافته و به مالکیت گروه های مختلف در آمده است. از این رو شهر را باید از این دو جنبه مورد مطالعه قرار داد: بناهای مختلف و زمانبندی ای که برای شهروندان  خود به وجود می آورند. "لوکوربوزیه"، چهار کارکرد اساسی حاکم بر سازمان شهری را سکونت، کار، تفریح و حمل و نقل معرفی می کند. در نتیجه شهر لوکوربوزیه را باید شهری کارکردی دانست. چنانچه به باور لوکوربوزیه سادگی در معماری بهترین پاسخ زیباشناسانه به نیازهای انسانی است. در شهر ترکیب مناسب و آرمانی چهار کارکرد مذکور می تواند چنین پاسخی را عرضه کند. از سویی، نطریات متفاوت دیگری وجود دارد که شهر را ورای کالبد آن می داند: شهر چیزی بیش از مجموعه  افراد و تسهیلات اجتماعی است. شهر بیشتر حالتی از اندیشه است؛ انسجامی از عادات و سنن و طرز فکرهای سازمان یافته که ذات لاینفک این عادت شده است. به عبارت دیگر، شهر صرفاُ یک مکانیزم کالبدی و یک بنای مصنوع نیست. شهر درگیر روند اجتماعی مردمی است که آن را تشکیل می دهند، شهر محصول طبیعت و به ویژه طبیعت بشر است. بسیاری از آنچه که معمولاُ به عنوان شهر تلقی می کنیم امتیازهای آن، سازمان های رسمی، ساختمان ها، خیابان ها، راه آهن و نظایر آن صرفاُ مصنوع هستند و یا چنین به نظر می رسند. اما این چیزها فی نفسه، تنها تسهیلات  و طرح هایی تصادفی است که فقط هنگامی و تنها تا آن حد، در بخشی از شهر زنده می شود که از طریق استفاده و عادت، خود را مانند ابزاری در دست یک شخص، با نیروی حیاتی نهفته در افراد و جامعه مربوط سازد.(پارک، 1358). 
 شهر به مثابه تبلور آیین و اندیشه جامعه، نمی تواند در تمدن های مختلف یکسان پدید آید. گوناگونی شهرها در تاریخ و جغرافیای جهان، بیش از هر چیز معلول این تفاوت است. شهر محدوده تصرف شده از فضاهاست که عناصر زندگی انسان، اعم از مادی و معنوی در آن مستقر می شود. شهر حاضر، فضایی است که انسان،ادراکات خود را از جهان در محیط آن می کند. بدین ترتیب شهر به مثابه عنصری جدید، برای نسل های بعد، بخشی از محیط به شمار می رود که در ساخت ذهن آنها، نقش آفرینی می کند. در مقابل، انسان های جدید با ذهنیت نو شونده که ناشی از تحولات معرفتی و معیشتی از آنها است در ساخت شهر مداخله کرده و تلاش می کنند تا آن را در انطباق حداکثری با ذهنیت جدید قرار دهند (منصوری،50.1386-49). 
"راپاپورت" معتقد است که تنها ساخت و بافتی خاص و یا وجود عناصری خاص به یک مجتمع زیستی، موقعیت شهری نمی بخشد بلکه این عملکرد آن است که بدان مفهوم شهری می بخشد. این عملکرد انتظام بخشی به محیط است، نظمی ذهنی و عملکردی، نظمی که حاصل نیاز انسان به نظم بخشیدن به جهان است. (راپاپورت،5،1366).
بنابراین شهر ها محصول عملی اداری هستند، اراده ای که ناشی از خصایص درونی انسان است. شهر به عنوان صورت های فضایی بیانگر فرهنگ هایی هستند که تولید کرده اند (فیالکوف،21،1383). لذا شهر، به عنوان محصولی فرهنگ، به سهم خودش می تواند یک قالب فرهنگی نیز باشد. 
از خصوصیات برجسته فرهنگ شهری، پیچیدگی و تمایز کمی و کیفی عناصر آن است. فرهنگ شهری، مجموعه پیچیده و درهم تنیده ای است که حاصل تعامل نظام های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی شهر است.در این فرهنگ، اقتصاد معیشتی مبتنی بر ارزش استفاده، جای خود را به فرهنگ بازار مبتنی بر ارزش مبادله کالا و خدمات می دهد. روابط شخصی رو در رو و متکی بر عواطف جای خود را به روابط غیر فردی و رسمی متکی بر عقلانیت معطوف به هدف می دهد. اقتدار سنتی در عرصه سیاست،جای خود را به فرهنگ عقلانی-قانونی در خدمت به مصالح عمومی می دهد. بنابراین فرهنگ شهریبه لحاظ ساختاری و کارکردی پدیده ای جدید و حاصل دوران مدرن است و مستلزم صرف زمان و تلاش بیشتری است تا نهادینه و کارآمد شود. (صرافی،1383). 
تعریف فضای شهری
در تعریف فضای شهری لازم است حوزه این تعریف مشخص باشد. به عنوان مثال تعریفی که جامعه شناسان از فضای شهری دارند متفاوت از تعریفی است که معماران  و شهرسازان از این موضوع دارند. فضای شهری به باور اندیشمندان معماری و شهرسازی، فراتر از فضای کالبدی و مؤلفه مختلف طی می شود (پاکزاد،1375). راب کریر درباره ی تعریف مفهوم و فضای شهری چنین می گوید: ((اگر بخواهیم مفهوم فضای شهری را بدون تحمیل معیارهای زیبا شناختی روشن کنیم، ناگزیریم فضاهای بین ساختمان ها را در شهرها و دیگر مکان ها،فضی شهری قلمداد کنیم. این فضا از نظر هندسی با نمادهای گوناگون محضور می شود. فقط وضوح ویژگی های هندسی و کیفیت های زیباشناختی آن است که به ما اجازه می دهد، آگاهانه فضای باز بیرونی را فضای شهری تلقی کنیم. فضای باز بیرونی به منظور تحرک در هوای آزاد و با تقسیمات عمومی، نیمه عمومی و خصوصی تعریف می شود.)) (کریر، 15،1383).
فضای شهری پدیده ای سازمان یافته است از اطلاعاتی که در صور مختلف فرم، عملکرد و معنا تجلی می یابد، بستر شکل گیری و ارتقاء زندگی اجتماعی یک جامعه که بیانگر فرهنگ و شیوه شهر نشینی یک تمدن می باشد، فضای شهری عینیتی است برخاسته از تلفیق روابط اجتماعی، در بستر کالبدی، در زمینه ای معنایی و در راستای عملکردهایی مورد نیاز جمعی انسانی. آنچه در شهر های امروز ما دیده می شود،نه فضای شهری که فضاهایی خالی محصول کنار هم قرار گرفتن بناها و تکه هایی باقی مانده از توده هایی هستند که کمتر معنا و مفهومی را به ذهن متبادر می کنند. شاید اینگونه باشد که در شهر ما اول ساختمان ها ساخته می شوند و آنچه باقی می ماند فضای شهری است (ماجدی و دیگران،264،1390).
برخی نظرات، فضای شهری را فرآیندی اجتماعی-مکانی می دانند که تمام ساختمان ها، اشیاء، فضاهایمحیطی و شهری و نیز افراد، رویدادها و روابط میان آن ها را در بر می گیرد. (نقی زاده،176،1386). مثلاُ کولکوهن عبارت فضای شهری را این گونه تعریف می کند: فضای اجتماعی و فضای ساخته شده و مصنوع. فضای اجتماعی ((تداعی های فضایی نهادهای اجتماعی)) است که مورد مطالعه ی جامعه شناسان و جغرافی دانان است. اما آنچه مورد توجه معماران است، مورفولوژی فضاهاست؛ طریقی که فضا بر ادراک ما اثر می گذارد و شیوه ی به کارگیری فضا و معنایی ست که از آن می توان استخراج کرد. به گفته ی کولکوهن، این دیدگاه به دو رویکرد می انجامد: آن که فرم ها را مستقل از کارکرد می بیند، و آن که کارکردها را تعیین کننده ی فرم ها می داند و در ارتباط متقابل فرم و کارکرد است که دیدگاه دوم به رویکرد جفرافی دانان و جامعه شناسان نزدیک است. (مدنی پور 1379،15-5،). ماتین خیابان ها، بلوارها، میدان ها، پارک های شهر به انضمام نماهای ساختمانی که آن فضا را تعریف نموده اند جزء فضای شهری و در حیطه مطالعات طراحی شهری می داند. (گلکار،1378). فضای شهری، فضای خالی بین ساختمان ها نیست، بلکه مفهومی است در برگیرنده ی محیط کالبدی، فعالیت ها، رویدادها و روابط میان آنها. (مدنی پور،1384).
از نظر کالن، فضای شهری مهمترین مکان برای نمایش دادن و اهمیت بخشیدن به رویدادها و واقعه های اجتماعی است. (کالن،1377). بیکن عقیده دارد جوهر مطالعه و بررسی آثار باارزش معماری و شهر سازی همان خصوصیت فضایی است و تا زمانی که درک نشود سرگردانی در طراحی فضاهای شهری و معماری ادامه دارد؛ چرا که خصوصیت فضایی در واقع جوهر روابط فرهنگی، اجتماعی، و فعالیت های شهروندان است. به بیانی روشن تر؛ فضا، مکانی است در همه ادوار، استوار بر گذشته ای وزین، حالی زنده و انعطاف پذیر برای آینده. بنابراین امروز هم باید از فضاهای گذشته استفاده کرد و اگر جوابگو نیست، باید بتوان با مهارت و استادی، فضاهایی نیز به آن افزود، همان طور که تاریخ تکوین فضا این امر را به خوبی نشان می دهد. (فرسایی، 1389). نکته کلیدی در موفقیت فضای عمومی، وجود یک بستر تبادل است. بدون حضور فعالیت های اقتصادی در سطوح و لایه های مختلف نمی توان فضای موفق شهری ایجاد کرد. از آنجا که تبادل فقط در فعالیت های تجاری خلاصه نمی شود فضاهای عمومی شهر بایستی امکان ایجاد ارتباطات اجتماعی و فرهنگی را نیز فراهم آورند. (کارمونا و همکاران، 195،1388).
بازتاب شاخصه های فرهنگی و ارزشی در فضای شهری
شهر سازی و فرهنگ همواره در فرآیند یک رابطه ی دو سویه قرار داشته اند. از یک سو شهرها از جهت های مختلف براساس اعتقادات و فرهنگ مردم شکل می گیرند و مسائلی نظیر چگونگی تعامل اجتماعی ساکنان، فرم و شکل ساختمان ها، نحوه ی ارتباطات واحدهای مسکونی و مجموعه های همسایگی با فضاهای فرهنگی شهر، تعداد طبقات و ارتفاع ساختمان، چگونگی ارتباط ابنیه ساختمانی و کیفیت دسترسی به سرویس های عمومی و خدماتی شهر از جمله مواردی هستند که تأثیر اعتقادات، سلیقه ها، و آداب و رسوم مردم یک شهر و محله را نشان می دهد. از سوی دیگر، میزان تطابق ساخت و سازهای شهری با معیارهای فرهنگی و ارزشی نظیر رعایت مساوات و عدالت در توزیع خدمات و امکانات شهری، رعایت همجواری، عدم دید و اشراف واحدهای ساختمانی برهم و غیره میزان تأثیر متقابل شهرسازی و فرهنگ عمومی را به نمایش می گذارد. (امامی، 12،1377).
در معماری سنتی، این گونه ارزش ها در ساختار شهری به زیبایی لحاظ می شد. به عنوان مثال در شهر های سنتی با وجود تفاوت سطح اقتصادی ساکنان، این تفاوت به راحتی از ظاهر و نمای بیرونی ساختمان ها احساس نمی شد و فقط با حضور فیزیکی در فضاهای داخلی، میزان برخورداری افراد مشخص می گردید. ولی در معماری امروزی به راحتی می توان افراد فقیر و غنی را از ظاهر ساختمان آنها شناخت و میزان فاصله ی طبقاتی را به راحتی اندازه گیری نمود. این روند تا آنجا پیش رفته است که شهرهای امروزی به مناطق اعیان نشین و فقیر نشین قابل تقسیم است. کنترل دید اغیار و عدم اشراف توسط سایر واحدهای ساختمانی در معماری گذشته و اهتمام به آن در توسعه ی شهرها و محله ها، خود عمده ترین موضوع برای حفظ حریم ها و صیانت و مراقبت از ناهنجاری های فرهنگی بود که امروزه در قوانین شهری و به ویژه در برج سازی و همچنین احداث شهرهای جدید و شهرک های اقماری مورد بی توجهی واقع شده است. توجه به آکس ها و محورهای اصلی شهری و نیز قطعی ها و عناصر شاخص در هر شهر نیز در شکل گیری  و تأکید بر ارزش های فرهنگی مؤثر است. این که محورهای اصلی در شهر سازی چه نوع فضاهایی بوده و انسان را به چه مقوله ای  متذکر می شوند یا هنگام حرکت در شهر چه فضاهایی را در معرض دید ناظر قرار می دهند از جمله این موارد است. تأکید بر مواردی نظیر این که فضاهای شهری مانند مساجد، حسینیه ها، امامزاذه ها و غیره... به عنوان نقاط عطف آکس های اصلی شهری از هر نقطه در معرض دید و توجه باشند و یا به جای این فضاها عناصر شهری دیگری نظیر پارک ها، آسمان خراش ها و غیره واقع شده و یا این که شهر فاقد هر گونه شاخص فضایی باشد، مبین شقوق مختلف از تأثیر و تأثر متقابل اعتقادات، سلیقه ها، و ارزش های مقبول و در نتیجه فرهنگ عمومی است. (همان).
مؤلفه های فضاهای شهری دارای ترکیبی در ساختار هستند که امکان تفکیک آن ها را از هم ناممکن و در صورت انجام، انتزاعی می کند. در جدول زیر می توان مؤلفه های فضاهای شهری را مشاهده کرد:
تعریف و مولفه های فضاهای شهری ماخذ: محمودی نژاد و صادقی 
نوع مولفه تبیین و تعیین مولفه های فضای شهری 
فرم بخشی از پدیده و دارای قابلیت ادارک توسط حواس آدمی
عملکرد خاصیتی از پدیده و جواب گوی بخشی از نیاز – فایده یک پدیده
معنی خاصیتی از پدیده و دارای قابلیت ارتباط آدمی با دیگر جنبه های زندگی
نتیجه گیری
بی تردید فرهنگ مهم ترین رکن در فضای شهری در گفتگوی دو جانبه با فضا و کاربران در محدوده ی شهری می باشد مفاهیمی که فرهنگ در شهر را رقم می زند. شامل مجموعه آداب و سنن و باورهای عمومی است.فضای شهری از نیروهای تاریخی، اجتماعی و فرهنگی جامعه حاصل می شود و هویت آن بیش از عوامل تکنولوژیکی و فیزیکی ناشی از عناصر متغیر فضا شامل نظام فعالیت ها و عناصر پایدارتر فضا یعنی ظرفیت مدنی جامعه ی شهری ست که نیروهای اجتماعی و فرهنگی از طریق عواملی مانند نهادها و فرهنگ و پویش شهر نشینی این عناصر را پدید آورده و به وساطت گروه های اجتماعی و فعالیت آن فضای شهری را شکل می دهد. فضای شهری، عرصه ی اجتماعی، فرهنگی و کالبدی است که وابسته به الگوی فعالیت گروه های اجتماعی و محصول عمل نیروهای فرهنگی و اجتماعی می باشد. المان های فرهنگی تعریف شده در شهر در راستای مفاهیم پذیرفته شده در طراحی شهری قرار می گیرد. این مفاهیم در گستره ی تاریخ جایگاه خود را تغییر داده است. گاهی مفاهیم حماسی و ملی و گاهی مفاهیم اخلاقی و تربیتی و ... به عنوان ارزش های سمبلیک در فضای شهری تعریف شده و جایگاه ویژه ای پیدا می کند. در مجموع می توان اذعان داشت که نقش فرهنگ در جزء جزء فضای شهری به عنوان محدوده ی زندگی انسان ها با اعتقاد و باورهای مختلف نقشی پر رنگ و انکار ناپذیر می باشد که ارزش و هنجارهای کاربران این محدوده باعث تغییر و یا تثبیت فرهنگ طراحی شهری می شود. این ارزش ها در کلیت فضای شهری از نمای کلی و خط آسمان شهر گرفته تا نمای جزئی ساختمان ها و طراحی های سبز شهر و چشم انداز شهری تغییر و در همان راستا انجام می گیرد به دیگر سخن فضای شهری بازتابی از روح و فرهنگ مردم جامعه می باشد.
مراجع
1.امامی، سید جواد،1377؛ تبلور فرهنگ و اندیشه؛ فرهنگ و معماری.
2.بیکن، ادموند، 1376؛ طراحی شهرها؛ ترجمه فرزانه طاهری، انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران.
3.پارک، ازرا، 1358؛ مفهوم شهر2؛ مطالعات شهری و منطقه ای، رفتار انسانی در محیط شهری، ترجمه؛ گیتی اعتماد، گروه تحقیقات و مطالعات شهری منطقه ای، چاپ اول، تهران.
4.پاکزاد، جهانشاه، 1375, هویت و این همانی با فضا؛ نشریه صفه، شماره21، تهران.
5.پاکزاد، جهانشاه، 1385؛ مبانی نظری و فرآیند طراحی شهری؛ انتشارات شهیدی.
6.تایلور،ادوار؛ فرهنگ ابتدائی؛ ویکی پدیا، واژه فرهنگ 1917-1832.
7.توسلی، محمود، 1371؛ طراحی فضای شهری؛ جلد1 مرکز تحقیقات و مطالعات شهرسازی و معماری تهران. 
8.چاسکی، نوام، 1379؛ زبان و ذهن؛ ترجمه کوروش صفوی، انتشارات هرمس.
9.حبیبی، سید محسن، 1380؛ فضای شهری؛ برخورد نظریه ای، صفه شماره 33، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
10.راپاپورت، آمس، 1366؛ منشاء فرهنگی مجتمع های زیستی؛ ترجمه؛ راضیه رضا زاده، جهاد دانشگاهی دانشگاه علم و صنعت ایران،تهران.
11.صرافی، مظفر، 1383؛ شهر فرهنگی و فرهنگ شهری، ماهنامه شهرداری ها، سال ششم، شماره 64.
12.فرسایی، علیرضا، 1389؛ فضاهای شهری و اصول شهرسازی ایرانی؛ نشریه خبری آموزشی پژوهشی مسکن شماره 23، تهران.
13.فیالکوف، یانکل، 1383؛ جامعه شناسی شهر, ترجمه: عبدالحسین نیک گهر، مؤسسه انتشارات آگاه، تهران.
14. کار مونا، متیو، هیت، تیم، اک، تنروتیسدل، استیون، 1388؛ مکان های عمومی، فضاهای شهری: ابعاد گوناگون طراحی شهری؛ ترجمه قرائی، شکوهی، اهری، و صالحی، انتشارات دانشگاه هنر، تهران.
15.کالن، گوردون، 1377؛ گزیده منظر شهری؛ترجمه منوچهر طبیبیان، انتشارات دانشگاه تهران، تهران.
16.کریر، راب، 1383؛ فضای شهری؛ ترجمه: خسرو هاشمی نژاد، تهران: انتشارات جهاد دانشگاهی.
17.گلکار، کوروش، 1387؛ کندوکاوی در تعریف طراحی شهری؛ مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران، تهران.
18.ماجدی، حمید و منصوری، الهام و دیگران، 1390؛ باز تعریف فضای شهری، مطالعه موردی: محور ولیعصر حد فاصل میدان ولیعصر تا چهارراه ولیعصر، نشریه مدیریت شهری، شماره 27.
19. مامفورد، لوییز، 1385؛ فرهنگ شهرها؛ ترجمه عارف اقوامی مقدم، تهران، وزارت مسکن و شهرسازی، مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری.
20.محمودی نژاد، هادی و صادقی، علیرضا، 1388؛ طراحی شهری از روانشناسی محیطی تا رفاه اجتماعی؛ انتشارات هله.
21.مدنی پور، علی، 1384؛ طراحی فضای شهری؛ شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری، شهرداری تهران، تهران.
22. مدنی پور، علی، 1384؛ طراحی فضای شهری نگرشی بر فرآیندی اجتماعی و مکانی؛ ترجمه فرهاد مرتضایی، انتشارات شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری.
23.معین، محمد، 1371؛ فرهنگ فارسی؛ تهران.
24.منصوری، سید امیر، 1386؛ دو دوره سازمان فضایی در شهر ایرانی؛ قبل و بعد از اسلام، با استعانت از تحولات شهر کرمان، مجله باغ نظر، شماره 7.
25. نقی زاده، محمد، 1385؛ معماری و شهرسازی اسلامی( مبانی نظری): انتشارات راهیان.
26. نقی زاده، محمد، 1386؛ ادراک زیبایی و هویت شهر در پرتو تفکر اسلامی، ((اصفهان، سازمان فرهنگی، تفریحی شهرداری اصفهان.
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار