کد خبر: ۲۸۶۳۲
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۳ - ۰۳ مهر ۱۳۹۷
نوشتاری از مرتضی آژند؛
اگر در حمله تروریستی اهواز عکاسان خبری نبودند با چه زبانی باید توضیح می دادیم که پنج نفر با اسلحه به نظامیان و مردم حاضر در رژه حمله کردند تا چنین ملموس باشد.
به گزارش آراس، اگر در حمله تروریستی اهواز عکاسان خبری نبودند با چه زبانی باید توضیح می دادیم که پنج نفر با اسلحه به نظامیان و مردم حاضر در رژه حمله کردند تا چنین ملموس باشد، چگونه باید تعریف می کردیم تا باور کنند یک جانباز ۷۰ درصد در این عملیات شهید شده است، چه کسی قبول می کرد که به محمد طاها چهار ساله شلیک کردند؟

چه کسی بهتر از تصویر می توانست اضطراب و نگرانی مادران و دختران حاضر در صحنه را توضیح دهد، تصویر نبود رشادت های آن سرباز بلند بالای میانه میدان چگونه دیده می شد؟

اگر تصویر یا فیلمی نبود و این نوشته ها تنها از زبان مسئولی آن هم با تاخیر چند ساعته بیان می شد، کسی نمی پرسید پسر بچه چهار ساله در رژه نیروهای مسلح چکار می کرد، کسی نمی پرسید مگر به خانم ها اجازه حضور در رژه را هم می دهند؟

 اگر تصویر نبود و می گفتیم که سربازانی در میان رگبار گلوله، ایستاده به این طرف و آن طرف می دویدند تا کودکان و دختران را در جای امن پناه دهند به ما ایراد نمی گرفتند، اگر تصویر نبود نمی گفتند این حرفا همش دروغ است، بزرگنمایی است، نمی گفتند در این بلبشوی اقتصادی می خواهند حواس ما را پرت کنند، جدا اگر تصویر یا فیلمی نبود برایتان سوال نمی شد چگونه پنج نفر با اسلحه به رژه نیروهای مسلح حمله کردند و این همه شهید و مجروح گرفتند؟

شاید دست سرنوشت بود که تصاویر گرفته شوند تا در کمترین زمان ممکن مظلومیت اهواز در دنیا ثبت شود، تصاویر بود تا مردم ببینند و بدون سوال تنها بغض کنند و اشکشان را از گوشه چشمشان پاک کنند، تصاویر بود تا مردم ببینند و چنین باشکوه در بدرقه عزیزانشان به آرامگاه ابدی شرکت کنند.

این موارد واقعیتی هایی است که از دوربین عکاسای خبری برای همیشه ثبت شده است  اما واقعیت خود عکاسان چیز دیگری است، یکی از عکاسان حاضر در صحنه ترور نوشته بود؛ منم امکان داشت که تیر بخورم، از مردن نترسیده بودم اما در آن شرایط ترس گرفتن دوربین وجودم را گرفته بود، نوشته بود ما عکاس خبری هستیم، ما مجرم نیستیم، گفته بود در حال عکاسی یک نفر چنان دوربینم را  گرفته بود که انگار تروریست منم و با دوربین شلیک می کردم، خواسته بود نه تنها در چنین مواردی بلکه در طول سال عکاسان را به حال خود بگذارند تا کارشان را بکنند.

حادثه تروریستی اهواز نشان داد که هر کسی باید وظایف مربوط به خود را انجام دهد، نظامی اسلحه را بلند کند، عکاس دوربینش را و خبرنگار قلم و دفترچه یادداشتش را، نشان داد باید هر سه شانه به شانه هم حرکت کنند تا جامعه در مسیر درست پیش برود و نتیجه مطلوب حاصل شود.

شاید اگر از قبل خبرنگاران را محدود نمی کردند و اجازه نوشتن گزارش و خبر را از شایع شدن بنیاد گرایی مذهبی و خشونت را می دادند حادثه اهواز از قبل قابل پیش بینی بود، شاید اگر حرف های اهالی رسانه و رابطه فقر و خشونت را جدی می گرفتند امروز دیگر سیاه پوش عزیزانمان نبودیم، شاید اگر نوشتن هر خبری، گرفتن هر عکسی مساوی با برخوردن به سازمان یا نهادی نبود از وقوع خیلی از آسیب ها زودتر جلوگیری می شد.

اگر اجازه دهند در کنار محکومیت شدید حملات تروریستی، شفاف می پرسیم چرا باید چنین حادثه ای با این ابعاد در اهواز رخ دهد، البته به کسی هم بربخورد می نویسیم مادر زخمی شد، دختر گلوله خورد، کودک پر کشید، سرباز جاودانه شد و جانباز شهید، وقت اش است بگوییم خوزستان هم چنان دارد دین خود را ادا می کند مسئولین به خود بیایید و رابطه فقر، محرومیت، حاشیه نشینی، آموزش و افراط گرایی مذهبی و قومی را دریابید.

خبرنگاران و عکاسان خبری نه پول چندانی می گیرند و نه از امینت شغلی برخوردارند، هر کدام تنها به خاطر دغدغه هایی که برای اصلاح امور و بهبود روند کشور دارند وارد این عرصه شدند، پس اجازه دهید به رسالت خود عمل کنند و به خاطر یک خبر یا عکس دچار محدودیت نشوند، پاداش رشادت های عکاسان خبری و خبرنگاران عملیات تروریستی ۳۱ شهریور ۹۷ اهواز، یک جشنواره با چند لوح تقدیر نیست، پاداش رسانه ای ها دادن آزادی عمل به آنهاست، اجازه فعالیت بدون سانسور!

انتهای پیام/
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار