کد خبر: ۲۸۳۸۲
تاریخ انتشار: ۱۴:۳۶ - ۲۱ شهريور ۱۳۹۷
تکیه بر عنصر قومیت عربی و بعد طایفه اموی از ابزار اصلی قدرت معاویه بودند . اما در جبهه علی قومیت و طائفه در دین ذوب شده بود و رنگ باخته بود از نظر علی برادرش عقیل هیچ امتیازی بر یک بیگانه نیازمند نداشت .
محرم که از راه می رسد  همه از امام حسین(ع) میگویند از آزادگی حسین و شجاعتش و ایثارش و و وفاداری اصحابش و ...مظلومیتش  اما من در این نوشتار میخواهم از یزید بگویم . ما که دستمان به حسین (ع) نمیرسد او بالاست ، بسیار بالاتر از اینکه دست ما به او برسد ،

 او  در اوج قله انسانیت است . اما یزید ، او همین نزدیکی هاست ، شناخت او زیاد سخت نیست ،اگر او را بشناسیم دست کم  شاید  مثل او نشویم  این هم چیز کمی نیست که آدم سعی کند یزید نشود ، عمر سعد نشود ، شمر و خولی و حرمله و غیره نشود ! 

و اما بعد ... بلافاصله پس از رحلت رسول خدا (ص)بر سر جانشینی آن حضرت میان مسلمانان اختلاف افتاد .گروهی که بعدها به شیعیان علی(ع) معروف شدند تکلیفشان از همان اول روشن بود آنها با استناد به واقعه غدیر  موضوع وصایت را مطرح کردند و آن را حق علی دانستند .

 اما در جبهه مخالف هیچ فلسفه سیاسی مشخصی به چشم نمی خورد برای مثال ابوبکر به وسیله شورای سقیفه انتخاب شد !  عمر را ابوبکر منصوب کرد !  عثمان نیز  شورایی انتخاب شد اما نه یک شورای منتخب مردم  بلکه شورایی از برگزیدگان عمر ! سه خلیفه و سه گونه انتصاب  ! به عبارت دیگر  در جبهه مقابل شیعیان معلوم نبود خلیفه انتصابی است یا انتخابی ! . 

اما در دل این بلبشوی سیاسی جریان دیگری در حال شکل گیری بود ، نوعی سلطنت با شعار اسلامی یعنی محتوا سلطنتی ولی ظاهر اسلامی ! اینکه چه شد بنی امیه که تا آخرین روزهای پیش از فتح مکه سرسخت ترین مخالفین پیامبر خدا بودند در این بازه زمانی کوتاه توانستند خود را تا این سطح سیاسی بالا بکشند که بخش وسیعی از سرزمین های اسلامی را به دست بگیرند  میتواند موضوع جذاب و آموزنده ای باشد ! 

اینکه بعضی از امویان استعداد سیاسی سرشاری داشتند شکی نیست .از نحوه مسلمان شدن ابوسفیان و زمانی را که برای اینکار انتخاب کرد میتوان فهمید که او در حقیقت تسلیم شد و چاره ای جز بر زبان آوردن شهادتین نداشت ! ابو جهل و ابو لهب و دیگران در پای عقیده جاهلی خود ماندند و کشته شدند اما ابوسفیان حتی به بت ها نیز وفادار نماند !  

 اگر به  تقسیم وظایف میان طوایف مقیم مکه به عنوان یک شهر زائر پذیر (زوار بت های درون کعبه از اطراف به مکه می آمدند)  پیش از ظهور اسلام توجه کنیم خواهیم دید که  کلید داری کعبه که  یک مقام روحانی و عقیدتی بود با بزرگ بنی‌هاشم ولی نبض بازار و فعالیت های اقتصادی پذیرایی از زوار و حمل و نقل آنها (اگر بخواهیم به زبان روز سخن بگوئیم هتل داری و مدیریت ترمینال های مسافربری ) بیشتر در اختیار بنی امیه بود.

  بنابر این بنی امیه بیشتر با پول و ثروت مرتبط بودند و هرکجا پول باشد قدرت و سیاست نیز همانجاست .  اراده معطوف به قدرت  ، بکارگیری ثروت در جهت تبلیغات ، وابستگی‌های قبیلگی ،  مهارت در لابگیری سیاسی ، استفاده ابزاری از دین و... اینها همه عناصری است که بنی امیه  برای رسیدن به چنین جایگاهی در اختیار داشتند .1-  اراده معطوف به قدرت:   نخستین ویژگی یک سیاستمدار تمرکز بر قدرت است  او به هیچ چیز جز قدرت ، نحوه رسیدن به آن و چگونگی حفظ آن نمی اندیشد .

 او پول را برای قدرت ، مبارزه را برای نیل به قدرت ، دوستان و اطرافیان را برای  کسب قدرت و حتی دین و اخلاق را برای رسیدن به  قدرت می خواهد . این را می توان برجسته ترین ویژگی یک سیاستمدار دانست !. 

بنابر این خنده ، گریه ، محبت ، گذشت ، صلح ، جنگ ، سکوت ، فریاد و همه رفتار یک سیاستمدار را باید از چنین زاویه ای نگریست . در اخبار آمده است که معاویه بسیار اهل بذل و بخشش  بود. او هرگاه از شام به مکه و مدینه می آمد برای همه سران قبایل و طوایف و بزرگان حجاز هدایای با ارزشی می آورد حتی برای کسانی که خصم او بودند !   پیداست که قصد او نمک گیر کردن آنها بود .

 معاویه و پدرش ابو سفیان به هیچ چیز صد در صد پایبند نبودند حتی به یاران و دوستان مشرک خود ، مصالح و منافع شخصی دائر مدار رفتار آنان بود ! همان جمله معروف چرچیل که" انگلستان دوست دائمی ندارد ، دشمن دائمی هم ندارد بلکه منافع دائمی دارد" گرچه این جمله صدها سال پس از امویان از زبان یک سیاستمدار اروپایی خارج شده است اما واقعیت این است که همانطور که قوانین طبیعت  از ابتدای خلقت تا کنون  تغییر نکرده اند عناصر اصلی سیاست نیز در طول تاریخ ثابت مانده اند !

 یک سیاستمدار، مصلحت اندیش یا بهتر است بگویم منفعت اندیش است ،با این تفاوت که یکی منافع کشورش را مد نظر دارد آن دیگری منافع طبقه اجتماعی اش را سومی منافع  طایفه و جناح سیاسی اش را و چهارمی خود و خانواده اش را  . 

اما در عراق و در اطراف حضرت علی (ع) مردان عقیده گرد هم آمده بودند ! علی به آنچه که میگفت باور داشت او نفس قدرت را نمی خواست بلکه آن را تنها وسیله ای برای کمک به بندگان خدا و اصلاح امور امت میخواست .
 م
منافع کوتاه مدت امت و مصالح بلند مدت جامعه انسانی  دائر مدار رفتا علی بود ! بنابر این تاریخ را و در اینجا تاریخ اسلام را می توان از این زاویه نیز مورد توجه قرار داد "نبرد مردان عقیده با مردان سیاست". منطقه شامات که در آن روزگار از مناطق ثروتمند و در همسایگی امپراتوری روم بوده  توسط یزید ابن ابی سفیان برادر معاویه فتح شد ، ظاهرا رسم بر این بوده که هر کس سرزمینی را فتح میکرد و به زیر پرچم اسلام در می آورد اداره آنجا را به خود وی می سپردند . (مصر نیز توسط عمروعاص فتح شد جنایت عمرو عاص در مورد مالک اشتر و مسموم کردن او پیش از رسیدن مالک به مصر با همین انگیزه بود که او خود را برای حاکمیت بر مصر سزاوارتر از مالک  میدانست ) 

 شاید همین اراده معطوف به قدرت سیا ستمداران عالم را  به جنایات گوناگون وامیدارد  

2- دومین ویژگی سیاستمدار مصرف ثروت برای رسیدن به قدرت است هر کس ثروت خود را در راهی هزینه میکند یکی خوشگذرانی ، یکی در راه علم ، یکی در راه خدمت به خلق و یکی هم برای نیل به قدرت  ! سیاستمدار ثروت خود را برای تبلیغات در جهت نیل به قدرت هزینه میکند برای خرید افراد ! بله خرید انسان ها، سیاستمدار معتقد است هر انسانی را می توان خرید تنها قیمت افراد است که فرق میکند ! 

امیال در آدمیان متفاوت است یکی برای پست و مقام خود را می‌فروشد (عمرو عاص به طمع مصر به معاویه پیوست ) ، یکی برای مال و منال و یکی برای شهوات جنسی ... اینها ابزار سیاستمداری چون معاویه بود برای خرید افراد !  اما در جبهه مردان عقیده ،  علی (ع)به یاران خود می آموخت که خود را به بهای اندک نفروشید تنها بهشت خداوند ثمن شایسته شماست ! 

 3-  وابستگی های قومی و قبیلگی سومین ابزار رسیدن به قدرت است این وسیله پس از صدها سال هنوز کارساز است طائفه ثروتمند بنی امیه و قبایل وابسته به آن همچون یک حزب (به تعبیر زنده یاد دکتر شریعتی)و  ستاد نیرومند و یکپارچه در خدمت معاویه ابن ابی سفیان بودند ، آنها موجودیت خود را در وجود معاویه می‌دیدند و معاویه موجودیت خود را در تقویت طایفه خود .

تکیه بر عنصر قومیت عربی و بعد طایفه اموی از ابزار اصلی قدرت معاویه بودند . اما در جبهه علی قومیت و طائفه  در دین ذوب شده بود و رنگ باخته بود از نظر علی برادرش عقیل هیچ امتیازی بر یک بیگانه نیازمند نداشت .

 4- .لابیگری ، مفهوم لابیگری داد و ستد ها و معاملات پنهانی است که سیاسیون برای رسیدن به قدرت انجام میدهند . بارزترین دلیل گناه بودن لابیگری پنهان بودن آن است ! کسی که لابی میکند چه چیز را میدهد و چه چیز را می گیرد ؟  آیا چیزی که بر آن معامله میکند از آن اوست یا امانت مردم است ؟ اگر از آن اوست پس چه نیازی به پنهانکاری دارد  ؟

 و اگر امانت مردم است به چه حقی بر روی آن معامله میکند ؟ معاویه در قامت یک سیاستمدار تمام عیار استاد لابیگری و پنهانکاری و فریب بود  ولی در جبهه علی (ع) هیچ دروغی در کار نیست ، پنهانکاری وجود ندارد ، به زبان روز دیپلماسی آشکار حاکم است 

 5-.استفاده ابزاری از دین ، یکی از شاخصه های امویان استفاده ابزاری از دین بود  در تاریخ آمده است که هنگامی که سفاح نخستین خلیفه عباسی در بغداد بر تخت نشست --عباسیان نیز با بنی هاشم قرابت نزدیک داشتند و عمو زادگان پیامبر (ص) و علی (ع )بودند -- هیاتی از شام به عراق آمدند با هدایای بسیار و خطاب به خلیفه جدید گفتند  ما تا کنون نمی دانستیم که پیامبر خدا پسر عمویی غیر از معاویه دارد ! روزی که خوارج به جان علی (ع) سوء قصد کردند بنا بود همزمان معاویه را نیز در نماز صبح بکشند !( پس معاویه نیز اهل نماز بود ، امام جماعت بود و روزهای جمعه خطبه میخواند ) , در صحرای کربلا صبح روز عاشورا در اینسو جبهه مردان عقیده نماز جماعت به امامت امام حسین (ع) بر پا کردند و در آنسو  قاتلان امام حسین (ع)یعنی لشکریان یزید نیز به امامت عمر سعد نماز جماعت بپا کردند !

 پس در جبهه مردان سیاست نیز نماز برپا می شود اما به عنوان ابزاری برای فریب خلق و کسب وجه و اعتبار در میان مسلمین است (نمازی که جهت دهنده به عقیده و رفتار آدمی نباشد یا فریب است یا عادتی پوچ ) .  یزید ابن معاویه در چنین محیطی و تحت تعلیم چنین پدری تربیت شد آیا از او انتظاری جز به شهادت رساندن امام حسین (ع) و به منجنیق بستن کعبه و به آتش کشیدن شهر پیامبر (واقعه حره) میرفت .! عمر خلافت او کوتاه بود (ظاهرا 3سال) در همین مدت کم سه جنایت هولناک از او سر زد  سیاست منهای اخلاق در هر زمان  نتیجه ای جز این ندارد  
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار